عاشقت خواهم ماند

بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت

بی آن كه بر لب آرم  در دل خواهم گفت

بی هيچ سخنی  گوش خواهم داد

بی هيچ اندوهی در آغوشت خواهم گريست

بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد

بی هيچ گرمایی كنار آشيانه ی تو آشيانه می كنم

و فضای آشيانه را پر از ترانه می كنم

می پرسند : به خاطره چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می كنم

******** 

 تا عاشقم  
 
تا عاشقم تو را می پرستم! وقتی از من جدا شوی بـــــــــــت را می پرستم


********
                        

درویش و جهنم



درويشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود


پس از اندك زمانی، داد شيطان در می آيد


رو به فرشتگان می كند و می گويد : جاسوس می فرستيد به جهنم؟


از روزی كه اين مرد به جهنم آمده مدام در گفتگو است و جهنميان را راهنمایی می كند و


سخن درويشی كه به جهنم رفته بود اين چنين است؛


با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف، اگر به جهنم افتادی خود شيطان تو را به

 

بهشت باز گرداند

دوستان لطفا با دادن نظراتتون بنده ی حقيرو برای پربار کردن ياری بدين از همتون ممنون

  
نویسنده : ** ناهید ** ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٥
تگ ها :