سلام دوستان اميدوارم هر كجاي این كره ي خاكي هستين امال و

 

 

ارزوهاتون هر ان به حقيقت نزديك و نزديكتر بشه.

 

 

حقيقتش بازم مي خوام ازتون خواهش كنم كه رهنمايم باشيد با دادن

 

 

نظرات ارزشمندتان تا بتوانيم انچه كه هست و حلش نمي توانيم كرد را در

 

 

  يابيم.امروزم مي خوام از يه حقيقت حرف بزنم كه خودم جواب قانع

 

 

كننده اي برايش نيافتم را مطرح كنم.

 

 

شايد به نظرتون يه داستان بياد ولي این يه واقعيت كه شايد هممون يه

 

 

جورايي باهاش درگيريم واونو اينطور براتون بازگو مي كنم:

 

 

شما مي دونين كه چطور ما ازنسل گذشته این همه دورافتاديم یا بهتر

 

 

بگم چطور شكاف بين نسل امروز و ديروز عميق تر شده؟ مي دونين چرا

 

 

این سوال برام مطرحه؟ براي اينكه امروز منو دوستم همراه حرفاي بزرگترا

 

 

 شده بوديم و اونا فقط از ما انتقاد مي كردن و مي گفتن بچه هاي امروز

 

 

 همهشون اينطورين و لي اينكه چطورين نمي دونم .موضوع از این جا

 

 

 شروع شد كه يكي از دوستاي خانوادگي كه جمعيته 5 نفري بودن خونه

 

 

 

 

ي ما مهمون بودن.  2تا ازونا دخترو يكيشون پسر بود بعد از تعارفات و

 

 

 

احوال پرسي ها من به اتفاق مهمونا اومديم تو اطاقم و بزرگترا رو تنها

 

 

 

گذاشتيم و این همون زماني بود كه سفره ي دل بزرگترا پر بود. بله اونا

 

 

داشتن در مورد ماها حرف مي زدن  اما ما نبوديم .خلاصه اينكه منو

 

 

 دوستام كنجكاو شديم و همه حرفاشونو گوش داديم بدون اينكه حرفي

 

 

براي گفتن داشته باشيم چون اونا خودشونو حق مي دونستن . مثلا مي

 

 

 گفتن كه زمان ما بهتر از زمان حالا بود الان اصلا بچه ها احترام نمي

 

 

 شناسن .مثلا زمان ما مگه مي شد پيش پدر، پاهامونو دراز كنيم برسد به

 

 

اظهار نظر . ولي الان خيلي راحت مي گن زمانه عوض شده .اون يكي

 

 

مي گفت بابا الان پسرا موهاشونو مثل دخترا بلند مي كنن و دخترا

 

 

دوست دارن مثل پسرا لباس بپوشن. يكي مي گفت زمان ما پيش بزرگترا

 

 

 نمي تونستيم حرفي بگيم ولي الان بچه هاي این دوره زمونه حرفاشونو

 

 

براحتي به كرسي مي شونن . خلاصه ما كه كمي فكر كرديم ديديم نه

 

 

اينا با همه ي رفتاراي این زمانه مشكل دارن يكي از ارتباط اجتماعي حرف

 

 

 مي زد و اون يكي از سرگرميهاشون ،كه زمان ما وقتي مي خواستيم با

 

 

خواهرمون حرف بزنيم سرمون مي نداختيم پايين و براي گفتن يه حرفي

 

 

سرخ مي شديم ولي الان چي بچه ها پشت كامپيوتر مي شين و خيلي

 

 

راحت با اون ور ابها ارتباط برقرار مي كنن و حرفاشونو مي گن .و اونا هي

 

 

مي گفتن و مي گفتن اما ما بازم بايد سكوت اختيار مي كرديم ولي يعني

 

 

نمي شد كه در حضور ما از خودمون حرف مي زدن و ماهم از سكوتهاي

 

 

نگفتمون حرف مي زديم ما هم مي گفتيم زمان شما زماني بود كه مردم

 

 

سلاح جنگشون سنگ و چوب بود و الان از انرژي هسته اي بحث ميشه

 

 

 .يعني ما نمي تونستيم بگيم زمان شما زماني بود كه هم جاي ميخانه

 

 

بود و هم جاي مسجد . زمان شما زماني بود كه سر كرسي مي

 

 

نشستين و چون حرفي براي گفتن نداشتين خوابتون مي گرفت ولي الان

 

 

 كه این فرصت هست بازم بايد با حرفاي نگفته شبو به صبح رسوند.

 

 

خيلي حرف بود كه اخرش ندونستيم اونا بر حسب سنش حق مي گن و

 

 

یا ما با وجود این تكنولوژي بر حقيم. شما چي مي گين زمان گذشته

 

 

مردم راحتر بودن یا الان؟ به نظر ما 3 تا اون زمان راحتر بود چون امكاناتي

 

 

نبود و نميشد ازشون استفاده كرد ولي الان كه هست و ميشه استفاده

 

 

كرد بايد حرفاي بزرگترا رو شنيدو بازم حرفاشونو شنيد .ما مي گيم

 

 

هرچي بجاش خوبه مگه مو بلند كردن چه عيبي داره . زمان پيامبر هم

 

 

  پيامبر خودشون زلفاشونو بلند مي كردن و مي گفتن براي تقويت مو از

 

 

روغن مو استفاده كنين، خلاصه دين اسلام خيلي دين راحتيه ولي اينكه

 

 

 این بزرگترامون چرا سخت مي گيرن نمي دونم.شما كمك كنيد تا بتوانيم

 

 

يه راهي پيدا كنيم كه هم بزرگترا ازمون راضي باشن و هم ما خودمونو از

 

 

این كه بايد هميشه براي رضايت ديگران خودمونو مقيد كنيم رها شيم

 

 

.ارادتمند شما مهتاب كه چشم در راه نظرات ارزشمندتان شماست

 

 

الهي تو باقي هستي و هر چيزنابود شونده

 

 

 

 

كسي كه ايمانش بيشتر باشد !اخلاقش نيكوتر است. پيامبر اكرم

 

 

 

 

هر روز مطالعه كنيد. هر روز يك مطلب جالب و مفيد بخوانيد . اگر روزانه

 

 

 تنها 20 دقيقه را به مطالعه ي مطلبي اختصاص دهيد كه انگيزه ي شما

 

 را

 

 

تقويت كند و اطلاعات مفيدي را در اختيار شما قرار دهد ،زندگيتان به كلي

 

 

 متحول مي شود . پس تصميم بگيريد هر ماه حداقل يك كتاب خوب

 

 

 بخوانيد.

 

 

 

ساقيا امدن عيد مبارك بادت

 

 

و ان مواعيد كه كردي مرود از يادت

 

 

 

اينم چند نكته ي ادبي ، اخلاقي و عرفاني كه تقديم شما دوستان

 

 

همراهم كردم منتظر نظرات و انتقادهاي شما هستم با تشكر

 

  
نویسنده : ** ناهید ** ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :