سلام دوستان : طاعات و عباداتتون مقبول حق و حقيقت ان شاءالله.

اميدوارم اين مطالب به دلتون بشينه و منو با نظراتتون هر ان راهنماگر باشيد با تشکر

 

پيام اصلي من اينست
زندگي ات رابرمبناي ترس بنا نكن
بي هيچ واهمه ايي زندگي كن
تنهادراين صورت است كه به معناي واقعي كلمه زندگي كرده ايي
ترس تورا بسته نگه ميدارد
ومانع باز شدن وشكوفايي ات ميشود
ترس موجب ميشود كه پيش از اقدام به هركاري
هزارويك نگراني ودغدغه راه تورا سد كنند
آيااين درست است ؟ غلط است؟
اخلاقي ست؟ غيراخلاقي ست؟
عرفي ست ؟ خلاف عرف است؟
فكركردن به اينها تورا سردر گم ترميكند
اينها سياه چاله هاي كهكشان روح تواند
رهيافت من كاملا متفاوت است
انسان جايزالخطاست
خطاكردن لازمه انسان بودن
ونيز انسان شدن است
فقط يك چيز رادر خاطر داشته باش
سعي كن خطاهاي خودراتكرار نكني
تكرار خطاها نشانه حماقت است
انسان كاشف زندگيست
دركشف زندگي
ازخطاكردن گريزوگزيري نيست
اگربيش ازحدازخطاها بترسي
ازكشف زندگي درمي ماني
وبدين سان
ازهيجان شركت درماجراي پراز شگفتي زندگي
كنار گذاشته ميشوي
خشكه مقدس ها اين گونه اند
آنها هيچگاه طعم زندگي را نمي چشند
مي آيند وميروند بي آنكه خطايي از آنها سربزند
بي آنكه ديكته ايي بنويسند
بي آنكه در كلاس زندگي حضور پيداكنند
بي آنكه زندگي كنند
چقدر حقير وملال انگيزند
خشكه مقدس هاي خشك مغزبي روح وبي دل
وبي شهامت!
تمامي تلاش من آنست كه
درتوروح شوروسرمستي بدمم
دلم ميخواهد ميل به زيستن زنده بودن باليدن ورقصيدن رادرتو برانگيزم
ميخواهم شجاعت بودن
وجانانه بودن را
درتوببينم
دوست دارم گام هايت به بلندي پيمودن قله ها باشد
توبايدهمه ي امكانات زندگي ات راتحقق ببخشي
تو هنوز ازپنج درصدامكانات خويش نيز
استفاده نكرده ايي
نودوپنج درصدتوانايي هاي توراكد مانده است
ترس تورا ميبندد وزنداني خويش ات مي سازد
نترس
گشوده باش
گشوده به روي بيكران
نترس
زيراخداوند است كه درباره تو قضاوت ميكند
اوطبيعت بشري تورابه خوبي مي شناسد
درروز داوري به او خواهي گفت
آري اي خداي همه دان ودوست داشتني
خطاكرده ام مي دانم ومي دانم كه ميداني
خطا كرد ام وبعضي ازكارهاي ناصواب ديگر
ورود ممنوع رفته ام
وچند چراغ قرمز ديگرراهم رد كرده ام
وخدا تبسمي خواهد كرد
درك ات خواهد كرد
تورادررداي لطف خويش خواهد پيچيد
ودوستت خواهد داشت
پس نگران مباش
 
از كتاب عشق پرنده يي آزاد ورها اثراوشوترجمه مسيحا برزگر   

  
نویسنده : ** ناهید ** ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٥
تگ ها :