انتظار
 
 تازه از راه رسيده بودم

پر از غربت سالهايي که با خويش زمزمه مي کردم

پر از خستگي هايي که بر دوش مي کشيدم

آسمان صاف و بي نهايت بود

و چشمان خسته من پر از حس دلواپسي

جاده ها پر از حس هميشگي

و من خسته تر از آن که انتظاري تازه را تاب بياورم

در امتداد جاده گام بر مي داشتم

طنين گامهاي سنگينم

دلواپسي هاي جاده را تشديد مي کرد

به خود نهيب مي زدم که شايد اين همه انتظار را مقصدي باشد

اما هيچ چيز نبود تا اين همه انتظار را نويد دهد

گونه هاي آسمان پر از سرخي شعرم بود

و جاده ها پر از فريادهاي خاموشي که مرا مي آزارد

بايد مي رفتم

به پايان اين همه انتظار مي رسيدم...

تازه از راه رسيده ام

با کوله باري از عشق...

به دور دست ها مي نگرم...

هنوز هم بايد رفت...

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتش روح

سلام به دوست بسيار خوب و با معرفتم......ايندفعه يه مطلبی گذاشتم که با هميشه فرق داره....ميشه خواهش کنم بيای و نظرت رو بهم بگی.....از اينکه هميشه لطف ميکنی ازت ممنون و سپاسگزارم پس به اميد ديدارت

داش محسن

سلام ممنون که به من سرزدی به همين زودی به اميد خدا آپ ميکنم يا حق!

t

قشنگ يعنی تعبير عاشقانه اشکال

محمد

سلام ناهيد جان خوبيد شما ممنون که به وبلاگم سر زديد متن قشنگی بود راستی روز زن رو پیشاپيش بهتون تبريک ميگم در ضمن من دوباره اپ کردم

ستاره

سلام خوشحال ميشم به من سر بزنی

محمد

سلام خسته نباشی روز زن مبارک

سعيد

با سلام خدمت شما دوست عزيز مريخي ها از امروز كار خود را شروع كرد از افتخارات ما مي توان به بلاگي با 10000 بازديد اشاره كرد در صورت تمايل براي تبادل لينك لوگو يا بنر به ما خبر هيد و بقيه يه كار را به ما به سپاريد

دچار

اندكي صبر ، سحر نزديك است هر دم اين بانگ برآرم از دل: واي ، اين شب چقدر تاريك است ؟ خنده اي كو كه به دل انگيزم؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم؟ صخره اي كو كه بدان آويزم ؟ مثل اين است كه شب نمناك است ديگران را هم غم هست به دل "غم من ،ليك غمي غمناك است. "