انديشه است نه ترديد

ترديدم آغازگر راهي نرفته است

راهي

که مي آغازمش

 تا به پايانش برسانم

تا از احتمال حادثه و کشف

 برهنه اش نکرده باشم

در جاده هاي تکرار

 خواندنم نمي گيرد

انديشه است

 نه ترديد

 اينکه به بازگشتم وا مي دارد

 انديشه آواز سر دادن

 در افقي

که هوايي ديگر دارد

 که هجايي زخمي پژوک هاي ديگر پس مي گيرند

و تحرير ديگري به صدا داده مي شود

نا آشنا براي گلوهاي پير

هميشه از ميانه هر راه

باز مي گردم

 تصوير پايان

نوميدم مي کند

کلاف درهم اين جاده ها

جغرافياي سفرهاي ناتمام من است

/ 1 نظر / 4 بازدید
امين اكستازي

يانگوم باکس ....افزايش امار وب شما تا ۵برابر ...اول لينک باکس را در وب خود قرار داده و بعد لينک خود را ارسال کنيد....به ما سر بزنيد...بای