این متن رو تقدیم میکنم بهدوستانی که به هر علتی ناراحتیی دارن و آرامش خودشون رو از<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

دست دادند. امیدوارمکمکی بهشون بشه.  گزیده‌های خیلی کوتاهی از کتاب "تکنولوژی فکر"

 

 

نوشته دکتر علیرضاآزمندیان
<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />
چگونه میتوان ضمیر ناخودآگاه را به مسیر درستی هدایتکرد؟

مهمترین موضوعاینه که ضمیر ناخودآگاه، متناسب با هر سیگنالی که در هر لحظه دریافت می‌کنه، باور وروحیه‌ای میسازه و یا سیستمی را در بدن انسان و یا بیرون از بدن در دنیای خارجکنترل می‌کنه. بنابراین در تمام لحظه‌ها باید مراقب باشیم که ضمیر ناخودآگاه فقطسیگنالهای خوب رو از طریق حواس پنجگانه و فکر ما دریافت ‌کنه. چند نمونه عبارتنداز:
 استفاده نکردن از کلمهو جمله‌های منفی مثل:
  خاک بر سرم، مرده‌شور، من بدشانسم، من بدبختم، خنگم، کی میشه بمیرمراحت بشم، نمیتونم، نمیشه، دنیا چقدر بده، دنیا اومدم که فقط عذاب بکشم، من همیشهمریضم، هیچکی منو دوست نداره، من بدم،  ...
 
اعم از اینکه این حرفها رو بهخودمون بزنیم یا به دیگران، هر کدومش یه سیگنال منفی و مخرب به ضمیر ناخودآگاهمیده. مثلا وقتی کسی میگه: "من بدشانسم"، ضمیر ناخودآگاهش این سیگنال رو میگیره وبه شکل یه باور در نظام باورهای اون نفر درمیاره و ضمن اثر منفی در روحیه و شخصیتش،در دنیای بیرون هم در همین راستا عمل میکنه، یعنی در راستای بدشانسی اون طرف، ودیگه برای خوشبختیش تلاشی نمیکنه، چون خود اون نفر به ضمیر ناخودگآهش باور داده کهبدشانسه.
استفاده ازکلمه‌ها و جمله‌های مثبت مثل:
 زیبا، آرام، آرامش، عشق، دوست داشتن، پیروزی، خوشبختی، شادی،میتونم، توانا هستم، خوبم، سالمم،  ...
 

 
تا جاییکه میتونیم در فکر یاگفتار از کلمه‌ها یا جمله‌هایی که این واژه‌ها رو دارن باید استفاده کنیم. اینهاسیگنالهای مثبت، سازنده و قدرتمندی به ضمیر ناخودآگاه میفرستن و ضمیر ناخودآگاه عینهمون رو در زندگی بوجود میاره. مثلا وقتی میگیم: "من چقدر خوشبختم، چطوری میتونمخوشبخت‌تر بشم؟" اولا، ضمیر ما باور میکنه که ما خوشبختیم و این موضوع رو در نظامباورهای ما قرار میده و بر همین اساس هم شروع به ساختن روحیه و شخصیت خوب برای مامیکنه. دوما: چون پرسیدیم که "چطوری میتونم خوشبخت‌تر بشم؟"، ضمیر ناخودآگاه در "شعور نامحدود جهان" یا "infinite intelligence" شروع به گشتن میکنه تا راه خوشبخترشدن رو پیدا و به ما الهام کنه، یا اونو در مسیر ما قرار بده.
 

 
ما باید تعدادی جمله زیبا و آرامش‌بخش کهبهمون بیشتر اثر دارن بسازیم و در هر فرصتی اونها رو برای خودمون تکرار کنیم. مثل:
  

خدای مهربون منو دوست داره و در همه امورزندگی به من کمک میکنه.
من همیشه منتظراتفاقهای خوب تو زندگیم هستم.
همیشه از وجودو چهره من شادی، انرژی و عشق ساطع میشه.
 منتا آخر عمر به سلامت زندگی میکنم.
 من در کمالآرامش زندگی میکنم و همیشه روحیه‌ای شاد و چهره‌ای خندان دارم.
ممکنه شما جمله‌هایی بگین که اثر قویتریبهتون داشته باشه.
هیچوقت نباید خودمون روسرزنش کنیم.
البته این مورد با پذیرفتناشتباه و سعی در اصلاح اون فرق میکنه؛ سرزنش و محکوم کردن مداوم خود به خاطر عملاشتباهی در گذشته، ضمن اثر منفی در روحیه، به ضمیر ناخودآگاه هم سیگنال بد میفرسته.
استفاده از قدرت تمرکزیا Power of focus:
 تمرکز روی موضوعهای خوب، روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد میکنه؛ و تمرکزروی خاطرات تلخ یا موضوعهای ناراحت کننده، یاس و افسردگی میاره. از این خاصیت دربرنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه استفاده میشه.
اگه برای مدتی به طور مداومذهن و فکر خودمون رو متوجه سوژه‌های زیبا کنیم، به مرور زمان عادت میکنیم که همیشهبه زیباییهای زندگی فکر کنیم و تبدیل به انسان مثبتی میشیم که آرامش و نشاط درونیداره. دیدن نیمه پر یا خالی لیوان، تا حدود زیادی عادتیه، فقط کافیه چند وقتیمثبت‌بینی رو به زور هم که شده انجام بدیم، تا بعد از مدتی، دیدن نیمه پر لیوان بهشکل عادت دربیاد. بنابراین ضمن توجه به موضوع‌های خوشایند، سعی کنیم برای تماماتفاقها یه تفسیر مثبت پیدا کنیم
...
مبادا برای پر کردنخلاءهای زندگی‌ات به دنبال دیگران بگردی و وجود خلاق و توانمند خویش را نادیدهانگاری. مبادا کمالت را در دیگران بجویی و خوشبختی و سعادت، آرامش و رضایت راکیمیایی در دست دیگران بدانی.
لازم نیست نیمه مکمل کسی باشی یا کسی بیایدو نیمه ناتمام تو را کامل کند زیرا ارتباطی این گونه و دیدگاه و نگرشی این چنین، ازهمان ابتدا محکوم به شکست است. همین که فکر ناقص بودن را به ضمیر ناخودآگاه خود راهمیدهی و به انتظار ناجی مقدسی می‌نشینی که چراغ زندگی‌ات را روشن کند و تو را بهخود بشناساند، ناخودآگاه، ضعف و کمبود و احساس عدم شایستگی و عدم اعتماد به نفس رابه خویش القاء کرده‌ای.
 

آری من برای رسیدن به آرامش و خوشبختی، قبل از هرچیز باید در توقعات و روابطم با دیگران تجدید نظر کنم و این چنین می‌کنم. نه نقشمظلوم را بازی می‌کنم که به همه پیام میدهد: "من خوبم و تو بدی، من بیشتر وقتگذاشتم و تو کمتر، من بیشتر زحمت کشیدم و تو تن‌پروری کردی و ..." و نه نقش قربانیکه انسان ستمدیده‌ای است که خود را به انحاء مختلف فدا کرده است. او کسی است که بهبد زیستن، معتاد است. دیوار کوتاهی است که هر کسی از آن بالا میرود و اسب رامی استکه به هر کسی سواری میدهد و بار هر کسی را به دوش میکشد. ...
...
کس نخاردپشت من، جز ناخن انگشت من و این که هیچ کس، قادر نیست بهتر از خودم به من کمک کند. من هرگز به انتظار دیگران نمی‌نشینم و وقت ارزشمند و گرانبهای خود را صرف انتظاربرای آمدن آنهایی که شاید هرگز نیایند و شاید هرگز به نیازم پی نبرند، تلف نمیکنم. ...
دوستان
: منو از نظرات ارزشمندتون بي بهره نذارين، با تشكر فراوان و ارادتمند همه ي دوستان ، مهتاب ناهيد

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید