زیر باران می رو م ...

زير باران مي روم

و هم نوا با گريه ي آسمان مي گريم

تا كسي اشك هاي مرا نبيند

به زير باران مي روم

و فرياد مي زنم تا صداي فريادم با فرياد آسمان يكي شود.

به زير باران مي روم

تا ناله هاي دلم با ناله هاي باد يكي شود.

و كسي شاهد شكستن روح خسته ام نباشد.

به زير باران مي روم

و تكيه به همان درخت بيد مجنون كنار جاده

كه يادگاري هايمان را روي آن مي نوشتيم

به انتظارت خواهم ماند ,

تا به زير هر يك از قدمهايت گل سرخي بگذارم.

مي دانم خواهي آمد.

و دستان سردم را در دستان گرمت خواهي گرفت.

تا با هم به سرزمين آرزوها برويم

باران كه مي آيد

گوش به زنگ صداي تو

تكه تكه ترانه هاي كهنه را كنار هم مي چينم.

و هميشه به همين حقيقت تلخ مي رسم

/ 0 نظر / 11 بازدید