دوستان اينم يه پرسش ديگه از زبان اوشو تقديم دوستای با محبت که لطف می کنن

 

و با نظران ارزشمندشون به بنده انگيزه ی نگارش می دن .ممنون از همتون

 

 

باگوان عزیز<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

درونم چنان تنشی هست که قلبم را نابود می کند. سال هاست که این را می دانم و همیشه

 


 از نگاه کردن به آن پرهیز کرده ام. وقتی در برابر شما می نشینم آن را احساس می کنم

 


 و این مانع ذوب شدنم در شما می گردد. در این حوزه ی بودا از آن استفاده می کنم تا تنها

 

 دورازدسترس و مغرور بمانم و نسبت به دیگران داوری کنم.

 


 نگران آزادی زنی که دوست دارم نیستم، بلکه فقط زمانی آسوده ام که بر او مسلط باشم.

 


در کارم طالب موفقیت و تحسین هستم و از یاد می برم

 


 تا از فرصتی که به من داده شده شاکر باشم.

 

 

باگوان، می ترسم که یک روز بیدار شوم، فقط برای اینکه ببینم خیلی دیر شده است

 


و شما را از کف داده ام و این فرصتی را که شما به ما و من داده اید از دست داده ام.

 

 

آری مرشد عزیز و شیرینم، سوال دیگری ندارم __ فقط این نیاز عظیم برای افشاکردن خویش در

 

 

 پای تو و درخواست کلام الهی و راهنمایی و نورت.

 

 

درد زیادی هست باگوان، و همچنین عشقی زیاد.

 

 

 

پراشانتامPrashantam  ، تمام مشکل تو اراده برای قدرتwill-to-power  است.

 

 

در کارت می خواهی قدرتمند باشی. تو یک درمانگر هستی؛ در گروه درمانی خودت مایلی

 

 

 قدرتمند باشی. حتی اگر عشق بورزی، می خواهی بر زنی که دوستش داری سلطه داشته باشی.

 

 

این تنش تو، مشکل تو، اگر به یک نکته تقلیل بیابد، همان اراده برای کسب قدرت است.

 

 

خوب است که آن را افشا کردی، زیرا هر زخمی که باز شود، شروع به خوب شدن می کند. اگر

 

 

آن را درک کنی __ که مشکل تو اراده برای قدرت است __ آنوقت چیزی وجود ندارد که

 

 

نگرانش باشی. آنوقت باید به درونش نظر کنی __ که چرا این اراده برای قدرت از اول برخاسته

 

 

است؟ این از عقده ی حقارت برمی خیزد. می بایستی همیشه خودت را با دیگران مقایسه کرده

 

 

باشی: کسی برتر است و من کمتر.

 

 

در طول قرون آموزش چنین بوده است: که مردمان فرادست وجود دارند و مردمان فرودست؛ و

 

تمام این آموزش یک دروغ است. فقط افراد منحصربه فرد وجود دارند __ هیچکس برتر یا کمتر

 

 

 نیست. نمی گویم که همه برابر هستند. پس بگذار بر این واقعیت تاکید کنم:

 

 

من اعتقادی به برابری ندارم، منحصربه فردبودن را باور دارم. برابری مفهومی بسیار فقیر و

 

 

گنگ است. "همه باهم برابر هستند" یک احساس مسطح بودن و بی مزگی می دهد.

 


نه، گل مریم و گل سرخ و گل نیلوفر باهم برابر نیستند؛ طاووس ها و هدهدها نیز باهم برابر

 

 

 نیستند __ ولی تمامشان منحصربه فرد هستند.

 

 

مردم با این فکر زندگی کرده اند که یا تمامشان باهم برابر هستند و یا نابرابر! من مفهومی تازه به

 

شما می دهم.   برابری، نابرابری __ هردو دو روی یک سکه هستند. این سکه را کاملاٌ دور

 

بینداز. هر فرد شخصیتی منحصربه فرد از خودش دارد: او نه برتر از دیگری است

 


و نه کمتر.

 

 

تو مراقبه نکرده ای. این یکی از فجایعی است که برای تمام درمانگران رخ می دهد. چون در

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید