كلمه شي ء نيست .
كلمه ي خدا ،خدا نيست .
اما ذهن مدام كلمه انبار مي كند ؛
كلمه ، كلمه ، كلمه
و آنگاهكلمه ، حجاب مي شود .
اين واقعيت را در خود مشاهده كن :
آيا ميتواني بدونوساطت كلمات
چيزي را احساس كني ؟
آيا ميتواني بدون وساطت كلمات ،
حتيبراي لحظه اي ، زندگي كني ؟
فكر نكن ،بلكه ببين .
آنگاه مشغول مراقبه خواهيبود .
بي حضور كلمات ، حضور داشتن ؛
اين است مراقبه .
گلي كه اسير تاج گلپادشاه شده است ،
به تلخي ميخندد
وقتي مي بيند كه گل مرغزار به موقعيت
اوغبطه مي خورد
 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />


نيايش
 
نيايش برترين جلوه ي عشق است . نيايش با دعا خواندنتفاوت اساسي دارد . دعا خواندن از سر ميجوشد و نيايش از دل . آنها كلمات اند ونيايش ، سكوت محض .
خدا همه چيز ما را مي داند ، بنابراين ، به كلمات ما احتياجيندارد . او پيش از آنكه ما بگوييم ، شنيده است . نيايش ، محاوره نيست ، بلكهارتباطي است در سكوت و خلوت . نبايد چيزي گفت ، نبايد چيزي خواست ، نبايدچيزي طلبكرد ، زيرا پيشاپيش همه چيز داده شده است . خدا پيش از آن كه تو او را بخواني ، تورا خوانده است . مولوي چه خوب گفته است كه ؛ اوليا دهانشان از دعا خواندن بسته است . آنها در همه لحظات مشغول نيايش اند . در ساحت نيايش ، حتي فكر نيز بايد خاموش شود . آنجا فقط چشمان خويش را ببند ، سر خويش را قدري فرو بياور و مستغرق درياي او شو .
در آن خلوت درون ، جايي كه كلمه اي رد و بدل نمي شود ، براي نخستين بار صداينجواگر خداوند را مي شنوي . اين صدا را فقط در آن سكوت و سكون عظيم مي توان شنيد . اين صدا فقط در قلب طنين مي اندازد . هنگامي كه دل را از هياهوي دل مشغولي ها خاليكردي ، نجواي او به گوش مي رسد . در واقع دل توست كه با تو سخن مي گويد . دل در اينهنگام ، همچون ني بر لبان خداوند نشسته است و به آهنگ او مترنم است . حتي در اينساحت نيز پيام او در قالب كلمات به گوش نمي رسد ، بلكه او بي كلام سخن مي گويد . اوتو را با احساس سپاس و قدرداني سرشار مي سازد و تو را لبريز از حضور حقيقت در ساحتجانت مي كند . او همه ي اين كارها را بدون واسطه كلمات انجام مي دهد . بدون كلمات وفقط در قلمرو احساس و تجربه

التماس دعا منو هم تو لحظات نيايش  و دعاهاتون فراموش نكنين

 

/ 0 نظر / 5 بازدید