جمله ی روز :

((حکایت از شیخ سعدی))

هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده ، مگر وقتی که پایم برهنه

بود و استطاعت پای پوشی نداشتم ، بجامع کوفه در آمدم دلتنگ ، یکی را دیدم که پای نداشت

سپاس نعمت حق بجای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.


مرغ بریان بچشم مردم سیر

                        کمتر از برگ تره برخوانست

وانکه را دستگاه و قوت نیست

                        شلغم پخته مرغ بریان است

/ 1 نظر / 12 بازدید
س ع ر ج

خوب نوشتی اما چرا اينقدر ريز ما پيرچشمی داريم نمی تونيم بخونيم ودوم اينکه چرا در زمينه مشکی که چشم روميزنه منم دلتنگم اما رنگ سياه خوب نيست وبلاگ منو بخون SARJ هميشه نورانی باشی مثل ماه شب چهارده